حدود 40 سال از پیروزی انقلاب اسلامی و قیام 99 درصدی مردم ایران بر علیه رژیم سلطنتی پهلوی می‌گذرد. حالا، به جز چند کشور با رسومات جاهلی در حاشیه جنوبی خلیج فارس، دیگر سلطنت مطلقه‌ای در جهان وجود ندارد.
به گزارش رجانیوز، با این حال و با وجود اینکه ایران در زمره اولین کشورهایی در منطقه بود که چراغ ایجاد یک حکومت جمهوری و مبتنی بر رای مردم را روشن کرد، در سال‌های اخیر و در فرهنگ و سیاست و فضای اجتماعی کشور، روندی مرموز با عنوان «تطهیر پهلوی» شروع شده و به شدت در حال گسترش است.
در حالی که دنیا و نظریات علوم سیاسی، سال‌هاست که دیگر حتی به سلطنت مشروطه و غیر آن نیز روی خوش نشان نمی‌دهد، سوال اینجاست که دلیل اصرار برخی روشنفکران و دشمنان انقلاب اسلامی بر تطهیر پهلوی چیست؟
پاسخ به این سوال قطعا از مسیرِ یک پاسخِ ساده نمی‌گذرد و کمتر کسی هست که هدف از تطهیر حکومت و خاندان پهلوی را اعطای مشروعیت مجدد به یک بازمانده‌ی درجه دو از این خانواده بداند.
در واقع عدم مشروعیت این خاندان و رویکردهای مدنظر آن؛ امری مسلم و بی‌گفتگو در افکار عمومی ایرانیان است؛ چرا که در زمانه‌ی رونقِ سکه‌ی دموکراسی‌های مطلق، دیگر سلطنت و حکومت پدر و پسر جایگاهی ندارد.
پس هدف از تطهیر خاندان و حکومت پهلوی را باید در جای دیگری جستجو کرد؛ جایی که کار به سفیدنمایی اقدامات و شخصیت افرادی نظیر خلعتبری و هویدا می‌رسد و از این افراد به عنوان «کارگزارانی قوی و متخصص» نام برده می‌شود.
حتی در زمینه اقدامات رژیم پهلوی هم بیشترِ تمرکز بر فعالیت‌های فن‌سالارانه نظیر احداث خط راه‌آهن سراسری و تاسیس دانشگاه تهران قرار دارد.
بر همین مدعاست که باید «تکنوکراسی بر پایه‌ی سکولاریسم» را ایده‌ی اصلی این جریان مرموز دانست؛ یعنی این باور و اعتقاد در اذهان عمومی مردم گسترانده شود که در حال حاضر و برای رفع مشکلات کنونی کشور نیز باید به سراغ مدیران بی‌اعتقاد به ارزش‌های ملی و دینی و در عین حال، تکنوکرات و متخصص رفت.
شاید بتوان ایده‌ی «واردات مدیر از خارج» را نیز در ذیل همین گفتمان تعریف کرد؛ ایده‌ای که در سال‌های اخیر به صورت ویژه از سوی برخی مدیران و رسانه‌ها تبلیغ می‌شود.

بدون دیدگاه

دیدگاه خود را منتشر نمایید